das Kriegsspielzeug
اسباببازی جنگی
Bedeutungen
1
اسباببازیهایی که شبیه سلاحها، وسایل نقلیه نظامی یا سربازان هستند و برای بازیهای جنگی استفاده میشوند.
- Das Kind spielte stundenlang mit seinem Kriegsspielzeug.کودک ساعتها با اسباببازی جنگی خود بازی کرد.
- Manche Eltern lehnen Kriegsspielzeug wegen seiner gewalttätigen Assoziationen ab.برخی والدین به دلیل ارتباط با خشونت، اسباببازی جنگی را رد میکنند.
- Der Laden verkaufte eine große Auswahl an Kriegsspielzeug.این مغازه مجموعه بزرگی از اسباببازیهای جنگی را میفروخت.