das Kriegsspielzeug

Aussprache: /ˈkriːksʃpiːlˌtsɔɪ̯k/
Worttrennung: Kriegs·spiel·zeug
اسم

اسباب‌بازی جنگی

Bedeutungen

1

اسباب‌بازی‌هایی که شبیه سلاح‌ها، وسایل نقلیه نظامی یا سربازان هستند و برای بازی‌های جنگی استفاده می‌شوند.

  • Das Kind spielte stundenlang mit seinem Kriegsspielzeug.کودک ساعت‌ها با اسباب‌بازی جنگی خود بازی کرد.
  • Manche Eltern lehnen Kriegsspielzeug wegen seiner gewalttätigen Assoziationen ab.برخی والدین به دلیل ارتباط با خشونت، اسباب‌بازی جنگی را رد می‌کنند.
  • Der Laden verkaufte eine große Auswahl an Kriegsspielzeug.این مغازه مجموعه بزرگی از اسباب‌بازی‌های جنگی را می‌فروخت.