der Kriegszug

Aussprache: /ˈkʁiːksˌt͡suːk/
Worttrennung: Kriegs·zug
اسم

لشکرکشی، حمله نظامی، کارزار

Bedeutungen

1

یک عملیات نظامی سازمان‌یافته که شامل اعزام نیروها به یک منطقه مشخص برای دستیابی به اهداف نظامی یا سیاسی است؛ لشکرکشی یا کارزار نظامی.

  • Der König plante einen neuen Kriegszug in den Süden.پادشاه لشکرکشی جدیدی به سمت جنوب را برنامه‌ریزی کرد.
  • Der historische Kriegszug veränderte die politische Landkarte.لشکرکشی تاریخی، نقشه سیاسی را تغییر داد.
  • Die Truppen bereiteten sich auf den bevorstehenden Kriegszug vor.سربازان خود را برای لشکرکشی قریب‌الوقوع آماده می‌کردند.