der Kriminalrat
بازپرس ارشد جنایی، مشاور جنایی (یک رتبه پلیسی)
Beispiele
- Er habe keine Angst zu scheitern, sagt ''Kriminalrat'' Huber betont gelassen und verschränkt die Arme vor der Brust.او از شکست نمیترسد، بازپرس ارشد جنایی هوبر با آرامش خاصی میگوید و دستهایش را روی سینه گره میزند.