die Krisenbewältigung

Aussprache: /ˈkriːzənˌbəˈvɛltɪɡʊŋ/
Worttrennung: Kri·sen·be·wäl·ti·gung
اسم

مدیریت بحران، غلبه بر بحران

Bedeutungen

1

فرآیند مدیریت و مقابله با موقعیت‌های بحرانی، چه در سطح فردی، سازمانی یا دولتی، به منظور کاهش اثرات منفی و بازگشت به حالت عادی.

  • Die erfolgreiche Krisenbewältigung des Unternehmens wurde gelobt.مدیریت موفق بحران شرکت مورد ستایش قرار گرفت.
  • Die Schulung konzentrierte sich auf die effektive Krisenbewältigung.این دوره آموزشی بر مدیریت مؤثر بحران تمرکز داشت.
  • Eine gute Strategie zur Krisenbewältigung ist entscheidend für die Stabilität.یک استراتژی خوب برای غلبه بر بحران برای ثبات حیاتی است.