das Krisenjahr
سال بحرانی
Bedeutungen
1
سالی که با مشکلات اقتصادی، سیاسی یا اجتماعی جدی همراه است و با بحرانهای متعدد مشخص میشود.
- Das vergangene Jahr war für viele Unternehmen ein echtes Krisenjahr.سال گذشته برای بسیاری از شرکتها سال بحرانی واقعی بود.
- Die Regierung hofft, dass dieses Krisenjahr bald hinter uns liegt.دولت امیدوار است که این سال بحرانی به زودی پشت سر گذاشته شود.
- Historiker bezeichnen 1929 als ein bedeutendes Krisenjahr.مورخان سال ۱۹۲۹ را یک سال بحرانی مهم توصیف میکنند.