das Krisenjahr

Aussprache: /ˈkʁiːzn̩ˌjaːɐ̯/
Worttrennung: Kri·sen·jahr
اسم

سال بحرانی

Bedeutungen

1

سالی که با مشکلات اقتصادی، سیاسی یا اجتماعی جدی همراه است و با بحران‌های متعدد مشخص می‌شود.

  • Das vergangene Jahr war für viele Unternehmen ein echtes Krisenjahr.سال گذشته برای بسیاری از شرکت‌ها سال بحرانی واقعی بود.
  • Die Regierung hofft, dass dieses Krisenjahr bald hinter uns liegt.دولت امیدوار است که این سال بحرانی به زودی پشت سر گذاشته شود.
  • Historiker bezeichnen 1929 als ein bedeutendes Krisenjahr.مورخان سال ۱۹۲۹ را یک سال بحرانی مهم توصیف می‌کنند.