der Krisenstab
ستاد بحران
Bedeutungen
1
گروهی از افراد که برای مدیریت و مقابله با یک بحران (مانند بلایای طبیعی، بحرانهای اقتصادی یا سیاسی) تشکیل میشود.
- Der Krisenstab traf sich, um die nächsten Schritte zu besprechen.ستاد بحران تشکیل جلسه داد تا درباره گامهای بعدی بحث کند.
- Die Regierung hat einen Krisenstab eingerichtet, um die Pandemie zu bewältigen.دولت برای مدیریت همهگیری، ستاد بحرانی راهاندازی کرده است.
- Der Krisenstab arbeitet rund um die Uhr, um die Situation unter Kontrolle zu bringen.ستاد بحران شبانهروز کار میکند تا اوضاع را تحت کنترل درآورد.