der Krisenstab

Aussprache: /ˈkʁiːzn̩ˌʃtaːp/
Worttrennung: Kri·sen·stab
اسم

ستاد بحران

Bedeutungen

1

گروهی از افراد که برای مدیریت و مقابله با یک بحران (مانند بلایای طبیعی، بحران‌های اقتصادی یا سیاسی) تشکیل می‌شود.

  • Der Krisenstab traf sich, um die nächsten Schritte zu besprechen.ستاد بحران تشکیل جلسه داد تا درباره گام‌های بعدی بحث کند.
  • Die Regierung hat einen Krisenstab eingerichtet, um die Pandemie zu bewältigen.دولت برای مدیریت همه‌گیری، ستاد بحرانی راه‌اندازی کرده است.
  • Der Krisenstab arbeitet rund um die Uhr, um die Situation unter Kontrolle zu bringen.ستاد بحران شبانه‌روز کار می‌کند تا اوضاع را تحت کنترل درآورد.