اسم
معیار، ملاک، شاخص
جملات نمونه برای Kriterium:
Hochschulen wollen in Deutschland zukünftig die Studierenden nach eigenen ''Kriterien'' auswählen dürfen.
دانشگاهها در آلمان میخواهند در آینده اجازه داشته باشند دانشجویان را بر اساس معیارهای خود انتخاب کنند.