das Kroppzeug
آشغال، اراذل و اوباش، آدمهای بیارزش
Beispiele
- Es gibt zu viel Gesindel in dieser Stadt. Es wird Zeit, dieses ''Kroppzeug'' zu entfernen!آشغالهای زیادی در این شهر وجود دارد. وقت آن است که این اراذل و اوباش را پاکسازی کنیم!
- Derb, vulgär wie salopp wird ein Personenkreis als Abschaum, als Gesindel, Pack, Krau oder ''Kroppzeug'' herabgewürdigt.به طور عامیانه، مبتذل و بیقیدانه، گروهی از افراد به عنوان زباله، اراذل، اوباش، یا آشغال تحقیر میشوند.