اسم
خورد و ریز، خرت و پرت، وسایل بیارزش و آشغال
جملات نمونه برای Kruscht:
Du solltest mal deinen ''Kruscht'' aus dem Keller wegwerfen.
تو باید این خرت و پرتهایت را از زیرزمین دور بیندازی.
„So schnell ich kann, öffne ich den Reißverschluss und berge das brummende Gerät aus dem ganzen ''Kruscht'': Schlüssel, Lippenstift und Kaugummi.“
«سریعترین زمان ممکن زیپ را باز میکنم و دستگاه وزوزکننده را از میان تمام خرت و پرتها بیرون میکشم: کلید، رژ لب و آدامس.»