der Kuchenboden
پایه کیک، زیره کیک (لایه زیرین کیک که از خمیر تشکیل شده است)
Beispiele
- Er legte die Früchte auf den ''Kuchenboden.او میوهها را روی پایه کیک گذاشت.
- Der ''Kuchenboden'' ist etwas hart geworden.پایه کیک کمی سفت شده است.
پایه کیک، زیره کیک (لایه زیرین کیک که از خمیر تشکیل شده است)