der Kuchenkrümel
خرده کیک
Bedeutungen
1
تکههای کوچک و ریز باقیمانده از کیک پس از برش یا خوردن آن.
- Die Kinder ließen viele Kuchenkrümel auf dem Tisch zurück.بچهها خردههای کیک زیادی را روی میز باقی گذاشتند.
- Ich habe die Kuchenkrümel aufgehoben, um daraus einen neuen Boden zu machen.من خردههای کیک را نگه داشتم تا از آنها برای کف یک کیک جدید استفاده کنم.
- Der Kuchenkrümel fiel auf den Boden und wurde sofort von unserem Hund gefressen.خرده کیک روی زمین افتاد و بلافاصله توسط سگ ما خورده شد.