der Kuhfuß
دیلم (ابزار)، پای گاو
Bedeutungen
1
ابزاری فلزی شبیه به دیلم با دو سر خمیده که برای بلند کردن یا جدا کردن اشیاء سنگین استفاده میشود.
- Mit einem Kuhfuß konnten wir die alte Holzdiele anheben.با یک دیلم توانستیم تخته چوبی قدیمی را بلند کنیم.
- Der Zimmermann benutzte den Kuhfuß, um die Nägel zu entfernen.نجار از دیلم برای درآوردن میخها استفاده کرد.
- Dieser Kuhfuß ist sehr stabil und gut für schwere Arbeiten.این دیلم بسیار محکم است و برای کارهای سنگین مناسب است.
2
به صورت مجازی یا استعاری، به معنای پای گاو (حیوان) نیز به کار میرود، اما این کاربرد بسیار نادر است.
- Der Bauer zeigte auf den Kuhfuß des Tieres.کشاورز به پای گاو اشاره کرد.
- Im Museum wurde ein Skelett mit einem Kuhfuß ausgestellt.اسکلتی با پای گاو در موزه به نمایش گذاشته شده بود.
- Die Anatomie des Kuhfußes ist faszinierend.آناتومی پای گاو شگفتانگیز است.