die Kuhherde
گله گاو
Beispiele
- Er übte das Zerlegen und Zusammenbauen jedes Instruments, bis er es blind beherrschte, auf einem Bein stehend, bei Regen oder inmitten einer fliegenumschwärmten ''Kuhherde.او تمرین میکرد که هر ساز را باز و بسته کند تا زمانی که بتواند آن را با چشمان بسته، روی یک پا ایستاده، در باران یا در میان یک گله گاو که مگسها دورشان جمع شده بودند، انجام دهد.