der Kuhstall

Aussprache: /ˈkuːʃtal/
Worttrennung: Kuh·stall
اسم

طویله گاو، گاوداری

Bedeutungen

1

ساختمانی که در آن گاوها نگهداری می‌شوند؛ طویله گاو.

  • Der Bauer melkt die Kühe jeden Morgen im Kuhstall.کشاورز هر روز صبح گاوها را در طویله می‌دوشد.
  • Der Geruch im Kuhstall war sehr stark.بوی طویله گاو بسیار تند بود.
  • Im Sommer dürfen die Kühe auch auf die Weide, nicht nur in den Kuhstall.در تابستان گاوها فقط در طویله نمی‌مانند، بلکه به چراگاه هم می‌روند.