der Kultanhänger
پیرو فرقه، پیرو آیین
Bedeutungen
1
فردی که به یک فرقه مذهبی، سیاسی یا اجتماعی خاص وفادار است و دستورات و عقاید آن را دنبال میکند.
- Die Polizei untersuchte die Aktivitäten der Kultanhänger.پلیس فعالیتهای پیروان فرقه را بررسی کرد.
- Viele junge Menschen wurden zu Kultanhängern einer neuen Bewegung.بسیاری از جوانان به پیروان یک جنبش جدید تبدیل شدند.
- Der Anführer der Sekte hatte viele loyale Kultanhänger.رهبر فرقه پیروان وفادار زیادی داشت.