der Kultplatz

Aussprache: /ˈkʊltˌplat͡s/
Worttrennung: Kult·platz
اسم

مکان آیینی

Bedeutungen

1

مکانی که در دوران باستان یا در فرهنگ‌های خاص برای انجام مراسم مذهبی، آیینی یا قربانی استفاده می‌شده است.

  • Die Ausgrabungen legten einen alten Kultplatz frei.حفاری‌ها یک مکان آیینی قدیمی را آشکار کردند.
  • Dieser Steinkreis diente vermutlich als Kultplatz.این دایره سنگی احتمالاً به عنوان مکان آیینی استفاده می‌شده است.
  • Manche Forscher vermuten, dass der Hügel ein wichtiger Kultplatz war.برخی محققان حدس می‌زنند که این تپه یک مکان آیینی مهم بوده است.