die Kultpraktik

Aussprache: /ˈkʊltˌpraktɪk/
Worttrennung: Kult·prak·tik
اسم

آیین عبادی، عمل مذهبی

Bedeutungen

1

یک عمل، رسم یا سنت مذهبی که بخشی از یک دین یا کیش خاص است؛ آیین عبادی.

  • Die genaue Kultpraktik variierte von Region zu Region.آیین عبادی دقیق از منطقه‌ای به منطقه دیگر متفاوت بود.
  • Die Untersuchung der Kultpraktiken gibt Einblicke in die Glaubenswelt der Menschen.بررسی اعمال مذهبی، بینش‌هایی درباره دنیای باورهای مردم ارائه می‌دهد.
  • Diese Kultpraktik ist heute noch in einigen abgelegenen Dörfern verbreitet.این آیین عبادی هنوز هم امروزه در برخی روستاهای دورافتاده رواج دارد.