die Kultstätte
مکان عبادی؛ پرستشگاه؛ محل برگزاری آیینهای مذهبی
Bedeutungen
1
مکانی که برای انجام مراسم مذهبی، عبادی، پرستش یا برگزاری آیینهای دینی مورد استفاده قرار میگیرد؛ پرستشگاه.
- Die alte Kultstätte wurde sorgfältig restauriert.مکان عبادی قدیمی با دقت بازسازی شد.
- Archäologen entdeckten Überreste einer wichtigen Kultstätte.باستانشناسان بقایای یک مکان عبادی مهم را کشف کردند.
- Dieser Berg gilt in der Region als heilige Kultstätte.این کوه در منطقه به عنوان یک مکان عبادی مقدس شناخته میشود.