die Kulturaktivistin
فعال فرهنگی (زن)
Bedeutungen
1
زنی که به طور فعال در ترویج، حفظ یا توسعه فعالیتها و جنبههای فرهنگی جامعه مشارکت دارد.
- Die Kulturaktivistin organisierte ein Festival zur Förderung lokaler Künstler.فعال فرهنگی زن، جشنوارهای را برای حمایت از هنرمندان محلی سازماندهی کرد.
- Als engagierte Kulturaktivistin setzt sie sich für den Erhalt historischer Gebäude ein.او به عنوان یک فعال فرهنگی متعهد، برای حفظ بناهای تاریخی تلاش میکند.
- Die Kulturaktivistin glaubt an die verbindende Kraft von Kunst und Musik.فعال فرهنگی زن معتقد است که هنر و موسیقی قدرت پیوند دهنده دارند.