der Kulturfunktionär
مسئول فرهنگی
Bedeutungen
1
فردی که در یک سازمان یا نهاد، به ویژه در سیستمهای سوسیالیستی یا کمونیستی، مسئولیت اجرای سیاستهای فرهنگی و نظارت بر فعالیتهای فرهنگی را دارد.
- Der Kulturfunktionär achtete streng auf die Einhaltung der Parteilinie.مسئول فرهنگی به شدت بر رعایت خط حزب نظارت میکرد.
- In der DDR gab es viele Kulturfunktionäre, die das kulturelle Leben steuerten.در آلمان شرقی، مسئولان فرهنگی زیادی بودند که زندگی فرهنگی را هدایت میکردند.
- Seine Aufgabe als Kulturfunktionär war es, die Propaganda durch Kunst zu verbreiten.وظیفه او به عنوان مسئول فرهنگی، انتشار تبلیغات از طریق هنر بود.