das Kulturland

Aussprache: /kʊlˈtuːɐ̯ˌlant/
Worttrennung: Kul·tur·land
اسم

زمین کشاورزی؛ سرزمین فرهنگی

Bedeutungen

1

زمین‌هایی که برای کشاورزی و کشت محصولات مورد استفاده قرار می‌گیرند و تحت تاثیر فعالیت‌های انسانی برای تولید غذا هستند.

  • Das fruchtbare Kulturland wird für den Anbau von Mais genutzt.این زمین کشاورزی حاصلخیز برای کشت ذرت استفاده می‌شود.
  • Die Ausdehnung der Städte bedroht wertvolles Kulturland.گسترش شهرها، زمین‌های کشاورزی ارزشمند را تهدید می‌کند.
  • Die Bauern pflegen ihr Kulturland sorgfältig, um hohe Erträge zu erzielen.کشاورزان زمین‌های کشاورزی خود را با دقت نگهداری می‌کنند تا به بازدهی بالایی دست یابند.
2

سرزمینی که دارای تاریخ غنی فرهنگی، هنری و تمدنی است و به خاطر میراث فرهنگی و دستاوردهای تمدنی‌اش شناخته می‌شود.

  • Italien ist ein reiches Kulturland mit einer langen Geschichte.ایتالیا سرزمینی فرهنگی غنی با تاریخی طولانی است.
  • Die Region wurde schon immer als ein wichtiges Kulturland betrachtet.این منطقه همواره به عنوان یک سرزمین فرهنگی مهم در نظر گرفته شده است.
  • Viele Denkmäler zeugen von der Bedeutung dieses Kulturlandes.بسیاری از بناهای تاریخی گواه اهمیت این سرزمین فرهنگی هستند.