der Kulturmensch

Aussprache: /kʊlˈtuːɐ̯ˌmɛnʃ/
Worttrennung: Kul·tur·mensch
اسم

انسان متمدن، انسان فرهنگی

Bedeutungen

1

شخصی که به فرهنگ، هنر، ادبیات و دانش علاقه‌مند است و در این زمینه‌ها فعالیت یا مطالعه دارد.

  • Als Kulturmensch besucht er regelmäßig Museen und Konzerte.او به عنوان یک انسان فرهنگی، به طور منظم از موزه‌ها و کنسرت‌ها بازدید می‌کند.
  • Sie ist eine gebildete Frau und ein wahrer Kulturmensch.او زنی تحصیل‌کرده و یک انسان فرهنگی واقعی است.
  • Der Schriftsteller gilt als wichtiger Kulturmensch seiner Zeit.این نویسنده به عنوان یک انسان فرهنگی مهم در دوران خود شناخته می‌شود.