die Kulturmuslima

Aussprache: /kʊlˈtuːɐ̯mʊsliːma/
Worttrennung: Kul·tur·mus·li·ma
اسم

مسلمان فرهنگی (زن)

Bedeutungen

1

زنی که خود را مسلمان می‌داند و به فرهنگ و سنت‌های اسلامی پایبند است، اما ممکن است لزوماً تمام آموزه‌های دینی را به طور کامل رعایت نکند.

  • Sie identifiziert sich als Kulturmuslima, besucht aber nicht regelmäßig die Moschee.او خود را مسلمان فرهنگی می‌داند، اما به طور منظم به مسجد نمی‌رود.
  • Viele junge Frauen in Europa sind eher Kulturmuslime.بسیاری از زنان جوان در اروپا بیشتر مسلمان فرهنگی هستند.
  • Die Debatte drehte sich um die Rolle der Kulturmuslima in der modernen Gesellschaft.بحث حول نقش مسلمان فرهنگی در جامعه مدرن بود.