die Kulturmuslimin

Aussprache: /kʊlˈtuːɐ̯ˌmʊslɪmɪn/
Worttrennung: Kul·tur·mus·li·min
اسم

زن مسلمان فرهنگی

Bedeutungen

1

زنی که به فرهنگ و آداب و رسوم اسلامی پایبند است، اما لزوماً به طور کامل در چارچوب‌های مذهبی سختگیرانه عمل نمی‌کند.

  • Die Kulturmuslimin achtet auf ihre Kleidung, aber sie geht auch gerne ins Kino.زن مسلمان فرهنگی به پوشش خود اهمیت می‌دهد، اما او همچنین دوست دارد به سینما برود.
  • Als Kulturmuslimin versucht sie, Tradition und Moderne zu verbinden.او به عنوان یک زن مسلمان فرهنگی، تلاش می‌کند سنت و مدرنیته را با هم ترکیب کند.
  • Viele junge Frauen sehen sich heute als Kulturmuslimin.بسیاری از زنان جوان امروزه خود را زن مسلمان فرهنگی می‌دانند.