die Kulturpolitikerin
سیاستمدار فرهنگی (زن)
Bedeutungen
1
زنانی که در حوزه سیاست فرهنگی فعالیت میکنند و در شکلدهی به برنامهها و تصمیمات فرهنگی نقش دارند.
- Die Kulturpolitikerin sprach sich für mehr Mittel für Museen aus.سیاستمدار فرهنگی زن، خواستار بودجه بیشتری برای موزهها شد.
- Als erfahrene Kulturpolitikerin kennt sie die Herausforderungen des Sektors.او به عنوان یک سیاستمدار فرهنگی با تجربه، چالشهای این بخش را میشناسد.
- Die neue Kulturpolitikerin plant, den interkulturellen Dialog zu fördern.سیاستمدار فرهنگی زن جدید قصد دارد گفتگوی بین فرهنگی را ترویج دهد.