der Kulturraum

Aussprache: /kʊlˈtuːɐ̯ˌʁaʊ̯m/
Worttrennung: Kul·tur·raum
اسم

حوزه فرهنگی، فضای فرهنگی

Bedeutungen

1

منطقه‌ای جغرافیایی که در آن یک یا چند ویژگی فرهنگی مشترک (مانند زبان، دین، سنت‌ها) غالب است و آن را از مناطق مجاور متمایز می‌کند.

  • Der Balkan ist ein komplexer Kulturraum mit vielen verschiedenen Einflüssen.بالکان یک حوزه فرهنگی پیچیده با تأثیرات گوناگون است.
  • Die Ausbreitung von Musikstilen kann die Grenzen eines Kulturraums verändern.گسترش سبک‌های موسیقی می‌تواند مرزهای یک حوزه فرهنگی را تغییر دهد.
  • Anthropologen untersuchen die spezifischen Merkmale dieses Kulturraums.انسان‌شناسان ویژگی‌های خاص این حوزه فرهنگی را بررسی می‌کنند.
2

فضایی که در آن فعالیت‌های فرهنگی، هنری یا اجتماعی رخ می‌دهد یا امکان‌پذیر است.

  • Das neue Zentrum bietet einen modernen Kulturraum für Künstler.مرکز جدید یک فضای فرهنگی مدرن برای هنرمندان فراهم می‌کند.
  • Die Universität hat einen Kulturraum für studentische Veranstaltungen eingerichtet.دانشگاه فضایی فرهنگی برای رویدادهای دانشجویی ایجاد کرده است.
  • Dieser Park dient als wichtiger Kulturraum für die Stadtbevölkerung.این پارک به عنوان یک فضای فرهنگی مهم برای جمعیت شهر عمل می‌کند.