die Kulturrenaissance
رنسانس فرهنگی، احیای فرهنگی
Bedeutungen
1
دوره یا رویدادی که در آن هنر، ادبیات و فرهنگ به طور قابل توجهی شکوفا شده و احیا میشود.
- Das 19. Jahrhundert war eine Zeit der Kulturrenaissance in vielen europäischen Ländern.قرن نوزدهم دورهای از رنسانس فرهنگی در بسیاری از کشورهای اروپایی بود.
- Die Stadt erlebte nach dem Krieg eine bemerkenswerte Kulturrenaissance.این شهر پس از جنگ شاهد یک احیای فرهنگی قابل توجه بود.
- Die Wiederentdeckung antiker Texte löste eine neue Kulturrenaissance aus.کشف مجدد متون باستانی باعث یک رنسانس فرهنگی جدید شد.