der Kulturverein

Aussprache: /kʊlˈtuːɐ̯fɛɐ̯ˌʔaɪ̯n/
Worttrennung: Kul·tur·ver·ein
اسم

انجمن فرهنگی، کانون فرهنگی

Bedeutungen

1

سازمانی که با هدف ترویج و حفظ فرهنگ، هنر و سنت‌های یک جامعه یا گروه خاص تأسیس شده است.

  • Der Kulturverein organisiert Konzerte und Ausstellungen.انجمن فرهنگی کنسرت‌ها و نمایشگاه‌هایی را سازماندهی می‌کند.
  • Sie ist Mitglied in einem deutschen Kulturverein im Ausland.او عضو یک انجمن فرهنگی آلمانی در خارج از کشور است.
  • Der Kulturverein feiert sein zehnjähriges Bestehen mit einem großen Fest.انجمن فرهنگی دهمین سالگرد تأسیس خود را با جشنی بزرگ برگزار می‌کند.