der Kulturwald

Aussprache: /kʊlˈtuːɐ̯ˌvalt/
Worttrennung: Kul·tur·wald
اسم

جنگل دست‌کاشت (جنگلی که توسط انسان برای تولید چوب، چرم، رزین، گیاهان دارویی، گوشت شکار یا به عنوان فضای تفریحی استفاده می‌شود)

Bedeutungen

1

جنگلی که به طور فعال توسط انسان مدیریت و بهره‌برداری می‌شود، با هدف تولید محصولات چوبی، غیرچوبی، یا اهداف تفریحی و حفاظتی.

  • Der nachhaltig bewirtschaftete Kulturwald liefert Holz für die lokale Industrie.جنگل دست‌کاشت که به طور پایدار مدیریت می‌شود، چوب برای صنعت محلی تأمین می‌کند.
  • Viele europäische Wälder sind heute Kulturwälder, die für verschiedene Zwecke angepflanzt wurden.بسیاری از جنگل‌های اروپا امروزه جنگل‌های دست‌کاشت هستند که برای اهداف مختلف کاشته شده‌اند.
  • Der Forstbetrieb plant die Aufforstung eines neuen Kulturwaldes mit schnell wachsenden Baumarten.شرکت جنگلداری قصد دارد یک جنگل دست‌کاشت جدید با گونه‌های درختی سریع‌الرشد احداث کند.