die Kundenberaterin
مشاور زن مشتریان
Bedeutungen
1
زنی که وظیفه دارد به مشتریان مشاوره دهد، به سوالات آنها پاسخ دهد و در خرید یا استفاده از محصولات و خدمات کمک کند.
- Die Kundenberaterin erklärte uns die verschiedenen Optionen.مشاور زن مشتریان گزینههای مختلف را برای ما توضیح داد.
- Ich war mit der Hilfe der Kundenberaterin sehr zufrieden.من از کمک مشاور زن مشتریان بسیار راضی بودم.
- Bitte verbinden Sie mich mit einer Kundenberaterin.لطفاً مرا به یک مشاور زن مشتریان وصل کنید.