die Kundenberaterin

Aussprache: /ˈkʊndn̩bəˌʁeːtɐɪn/
Worttrennung: Kun·den·be·ra·te·rin
اسم

مشاور زن مشتریان

Bedeutungen

1

زنی که وظیفه دارد به مشتریان مشاوره دهد، به سوالات آنها پاسخ دهد و در خرید یا استفاده از محصولات و خدمات کمک کند.

  • Die Kundenberaterin erklärte uns die verschiedenen Optionen.مشاور زن مشتریان گزینه‌های مختلف را برای ما توضیح داد.
  • Ich war mit der Hilfe der Kundenberaterin sehr zufrieden.من از کمک مشاور زن مشتریان بسیار راضی بودم.
  • Bitte verbinden Sie mich mit einer Kundenberaterin.لطفاً مرا به یک مشاور زن مشتریان وصل کنید.