die Kunsthistorikerin
تاریخدان هنر (زن)، مورخ هنر (زن)
Bedeutungen
1
زنی که در زمینه تاریخ هنر تخصص دارد و آثار هنری، سبکها و دورههای مختلف را مطالعه و تحلیل میکند.
- Die Kunsthistorikerin hielt einen Vortrag über die Renaissance.تاریخدان هنر درباره دوره رنسانس سخنرانی کرد.
- Als Kunsthistorikerin hat sie viele Museen besucht.او به عنوان مورخ هنر، از موزههای زیادی بازدید کرده است.
- Die junge Kunsthistorikerin forscht an barocken Skulpturen.این مورخ هنر جوان بر روی مجسمههای دوره باروک تحقیق میکند.