die Kunsthistorikerin

Aussprache: /ˈkʊnstˌhɪstoˌriːkərɪn/
Worttrennung: Kunst·his·to·ri·ke·rin
اسم

تاریخ‌دان هنر (زن)، مورخ هنر (زن)

Bedeutungen

1

زنی که در زمینه تاریخ هنر تخصص دارد و آثار هنری، سبک‌ها و دوره‌های مختلف را مطالعه و تحلیل می‌کند.

  • Die Kunsthistorikerin hielt einen Vortrag über die Renaissance.تاریخ‌دان هنر درباره دوره رنسانس سخنرانی کرد.
  • Als Kunsthistorikerin hat sie viele Museen besucht.او به عنوان مورخ هنر، از موزه‌های زیادی بازدید کرده است.
  • Die junge Kunsthistorikerin forscht an barocken Skulpturen.این مورخ هنر جوان بر روی مجسمه‌های دوره باروک تحقیق می‌کند.