der Kunstliebhaber
هنر دوست، علاقهمند به هنر
Bedeutungen
1
فردی که به هنر، به ویژه هنرهای تجسمی، علاقه زیادی دارد و اغلب از نمایشگاهها بازدید میکند یا آثار هنری را جمعآوری میکند.
- Als Kunstliebhaber besuchte er regelmäßig die Galerien der Stadt.او به عنوان یک علاقهمند به هنر، به طور منظم از گالریهای شهر بازدید میکرد.
- Der Kunstliebhaber erkannte sofort den Wert des Gemäldes.علاقهمند به هنر بلافاصله ارزش نقاشی را تشخیص داد.
- Die Ausstellung richtet sich an alle Kunstliebhaber.این نمایشگاه برای همه علاقهمندان به هنر در نظر گرفته شده است.