die Kupidität
شهوت، هوس جنسی
Bedeutungen
1
میل شدید و غریزی جنسی؛ شهوت یا هوس جنسی.
- Seine Augen verrieten eine gewisse Kupidität.چشمانش تا حدی شهوت را آشکار میکرد.
- Die Kunstwerke sollten die Kupidität des Menschen darstellen.آثار هنری باید شهوت انسان را به تصویر میکشیدند.
- Er kämpfte gegen seine eigene Kupidität.او با شهوت خود مبارزه میکرد.