اسم
دوره درمانی، استراحت پزشکی
جملات نمونه برای Kur:
Mein Arzt hat mir sechs Wochen ''Kur'' verordnet.
پزشکم برایم شش هفته دوره درمانی تجویز کرد.
Die ''Kur'' schlug bei mir nicht an. Nach dem Ende der ''Kur'' ging es mir nicht anders als vor Kurbeginn.
دوره درمانی برایم موثر نبود. بعد از پایان دوره، حالم فرقی با قبل از شروع آن نداشت.
„Er hatte sich mit seiner Frau Cläre zur ''Kur'' ins mondäne Karlsbad zurückgezogen.“
«او به همراه همسرش کلر برای دوره درمانی به کارلسباد مجلل رفته بود.»