der Kurarzt
پزشک آبدرمانی
Bedeutungen
1
پزشکی که در مراکز درمانی و آبدرمانی (Kurort) فعالیت میکند و بیماران را برای درمان بیماریهای مزمن یا بهبودی پس از بیماری راهنمایی میکند.
- Der Kurarzt hat einen detaillierten Behandlungsplan für mich erstellt.پزشک آبدرمانی یک برنامه درمانی دقیق برای من تنظیم کرده است.
- Als Kurarzt kennt er die besten Therapien für rheumatische Erkrankungen.او به عنوان پزشک آبدرمانی، بهترین درمانها را برای بیماریهای روماتیسمی میشناسد.
- Die Patienten vertrauen ihrem Kurarzt und folgen seinen Anweisungen.بیماران به پزشک آبدرمانی خود اعتماد دارند و از دستورالعملهای او پیروی میکنند.