اسم
سرپرستی، ولایت، قیمومت؛ نظارت و کنترل
جملات نمونه برای Kuratel:
Herr Mustermann steht unter ''Kuratel.''
آقای موسترمن تحت سرپرستی است.
Ein Land, das einen Krieg verloren hat, steht oft längere Zeit unter der ''Kuratel'' der Siegermacht.
کشوری که جنگی را باخته است، اغلب برای مدت طولانی تحت نظارت و کنترل قدرت پیروز قرار دارد.
„Die Indigenen wurden unter die ''Kuratel'' von militärischen »Direktoren« gestellt, die diese zur Wald- und Feldarbeit anhalten sollten.“
«بومیان تحت سرپرستی "مدیران" نظامی قرار گرفتند که موظف بودند آنها را به کار جنگل و مزرعه وا دارند.»