اسم
زن کُرد، کُرد (عضو زن یک قوم ایرانی)
جملات نمونه برای Kurdin:
Viele ''Kurdinnen'' kamen mit ihren Männern nach Deutschland.
بسیاری از زنان کُرد با همسرانشان به آلمان آمدند.
Die Frau, die gestern im Bahnhof gesehen hatte, war eine ''Kurdin.''
زنی که دیروز در ایستگاه قطار دیده بود، یک کُرد بود.
Die meisten ''Kurdinnen,'' die ich sehe, tragen Kopftuch.
اکثر زنان کُردی که میبینم، روسری به سر دارند.