der Kurgast

Aussprache: /ˈkuːɐ̯ˌɡast/
Worttrennung: Kur·gast
اسم

مهمان آب‌درمانی، مهمان استراحتگاه درمانی

Bedeutungen

1

شخصی که برای درمان یا استراحت به یک مرکز آب‌درمانی (Kurort) مراجعه کرده و در آنجا اقامت دارد.

  • Als Kurgast genießt er die Ruhe und die medizinische Behandlung.او به عنوان مهمان آب‌درمانی از آرامش و درمان پزشکی لذت می‌برد.
  • Der Kurgast muss täglich an den Anwendungen teilnehmen.مهمان آب‌درمانی باید روزانه در درمان‌ها شرکت کند.
  • Viele Kurgäste kommen aus dem Ausland.بسیاری از مهمانان آب‌درمانی از خارج از کشور می‌آیند.