die Kuriosität

Aussprache: /kuʁioziˈtɛːt/
Worttrennung: Ku·ri·o·si·tät
اسم

چیز عجیب؛ چیز نادر؛ شگفتی

Bedeutungen

1

یک چیز یا رویداد غیرمعمول، عجیب، نادر یا شگفت‌انگیز که توجه را جلب می‌کند.

  • Der Flohmarkt war voller kleiner Kuriositäten.بازار دست‌فروشان پر از اشیاء کوچک و عجیب بود.
  • Die Sammlung des Museums enthält viele naturhistorische Kuriositäten.مجموعه موزه حاوی بسیاری از شگفتی‌های تاریخ طبیعی است.
  • Es ist eine Kuriosität, dass er bei diesem Wetter im T-Shirt spazieren geht.اینکه او در این آب و هوا با تی‌شرت قدم می‌زند، یک چیز عجیب است.