die Kurklinik
کلینیک درمانی، آسایشگاه
Beispiele
- Er lebte hier inmitten von ''Kurkliniken'' und Casinos und versorgte die Stadt großzügig mit Dollars.او در میان کلینیکهای درمانی و کازینوها زندگی میکرد و شهر را سخاوتمندانه با دلار تأمین میکرد.
کلینیک درمانی، آسایشگاه