die Kurzlebigkeit

Aussprache: /ˈkʊʁt͡sleːbɪçkaɪ̯t/
Worttrennung: Kurz·le·big·keit
اسم

کوتاه عمری، ناپایداری

Bedeutungen

1

ویژگی یا حالت کوتاه‌بودن عمر، دوام یا ماندگاری؛ ناپایداری و زودگذر بودن.

  • Die Kurzlebigkeit vieler Trends ist typisch für die heutige Modeindustrie.کوتاه عمری بسیاری از روندها، مشخصه صنعت مد امروزی است.
  • Er unterschätzte die Kurzlebigkeit seiner Popularität.او ناپایداری محبوبیت خود را دست کم گرفت.
  • Die Kurzlebigkeit von Insekten ist eine Anpassung an ihre Umwelt.کوتاه عمری حشرات، سازگاری آن‌ها با محیطشان است.