der Kurzpass
پاس کوتاه
Bedeutungen
1
در ورزشهایی مانند فوتبال و هندبال، پاسی که مسافت کوتاهی را طی میکند و معمولاً با دقت بالا و به سرعت رد و بدل میشود.
- Der Spieler gab einen schnellen Kurzpass zu seinem Mitspieler.بازیکن یک پاس کوتاه سریع به همتیمی خود داد.
- Eine gute Kombination entsteht oft durch viele kurze Pässe.یک ترکیب خوب اغلب از طریق پاسهای کوتاه متعدد ایجاد میشود.
- Der Trainer legte Wert auf präzise Kurzpässe im Training.مربی بر پاسهای کوتاه دقیق در تمرین تأکید داشت.