der Kurzschluss
اتصال کوتاه (برق); عمل ناگهانی/واکنش احساسی
Bedeutungen
1
اتصال ناخواسته و مستقیم بین دو نقطه از یک مدار الکتریکی که معمولاً اختلاف پتانسیل دارند، که باعث عبور جریان بسیار زیاد و آسیب به مدار میشود.
- Ein Kurzschluss in der Verkabelung verursachte einen Brand im alten Haus.اتصال کوتاه در سیمکشی باعث آتشسوزی در خانه قدیمی شد.
- Der Elektriker reparierte den Kurzschluss in der Sicherung.برقکار اتصال کوتاه را در فیوز تعمیر کرد.
- Man muss vorsichtig sein, um einen Kurzschluss zu vermeiden.باید مراقب بود تا از اتصال کوتاه جلوگیری شود.
2
به صورت مجازی یا استعاری، به یک اقدام ناگهانی، عجولانه یا واکنشی احساسی که بدون فکر و برنامهریزی قبلی انجام میشود.
- Seine impulsive Reaktion war wie ein Kurzschluss; er bereute es später.واکنش عجولانه او مانند یک اتصال کوتاه بود؛ بعداً پشیمان شد.
- In der Hitze des Gefechts machte er einen Kurzschluss und sagte Dinge, die er nicht meinte.در اوج درگیری، او یک اقدام ناگهانی انجام داد و چیزهایی گفت که منظورش نبود.
- Dieser plötzliche Entschluss fühlte sich wie ein Kurzschluss an, aber er war richtig.این تصمیم ناگهانی مانند یک واکنش احساسی بود، اما درست بود.