der Kurzschluss

Aussprache: /ˈkʊʁtʃlʊs/
Worttrennung: Kurz·schluss
اسم

اتصال کوتاه (برق); عمل ناگهانی/واکنش احساسی

Bedeutungen

1

اتصال ناخواسته و مستقیم بین دو نقطه از یک مدار الکتریکی که معمولاً اختلاف پتانسیل دارند، که باعث عبور جریان بسیار زیاد و آسیب به مدار می‌شود.

  • Ein Kurzschluss in der Verkabelung verursachte einen Brand im alten Haus.اتصال کوتاه در سیم‌کشی باعث آتش‌سوزی در خانه قدیمی شد.
  • Der Elektriker reparierte den Kurzschluss in der Sicherung.برقکار اتصال کوتاه را در فیوز تعمیر کرد.
  • Man muss vorsichtig sein, um einen Kurzschluss zu vermeiden.باید مراقب بود تا از اتصال کوتاه جلوگیری شود.
2

به صورت مجازی یا استعاری، به یک اقدام ناگهانی، عجولانه یا واکنشی احساسی که بدون فکر و برنامه‌ریزی قبلی انجام می‌شود.

  • Seine impulsive Reaktion war wie ein Kurzschluss; er bereute es später.واکنش عجولانه او مانند یک اتصال کوتاه بود؛ بعداً پشیمان شد.
  • In der Hitze des Gefechts machte er einen Kurzschluss und sagte Dinge, die er nicht meinte.در اوج درگیری، او یک اقدام ناگهانی انجام داد و چیزهایی گفت که منظورش نبود.
  • Dieser plötzliche Entschluss fühlte sich wie ein Kurzschluss an, aber er war richtig.این تصمیم ناگهانی مانند یک واکنش احساسی بود، اما درست بود.