das Kuscheltier
عروسک پولیشی، عروسک پشمی
Beispiele
- Viele ''Kuscheltiere'' bestehen aus Plüsch.بسیاری از عروسکهای پولیشی از الیاف نرم ساخته شدهاند.
- Ohne sein ''Kuscheltier'' war Paul kaum ins Bett zu bekommen.پائول بدون عروسک پولیشیاش به سختی به رختخواب میرفت.
- Das ''Kuscheltier'' fiel aus dem Kinderwagen, und das Geschrei war groß.عروسک پولیشی از کالسکه بچه افتاد و جیغ و داد به پا شد.
- Wir haben ihm einen Pikachu® als ''Kuscheltier'' geschenkt.ما به عنوان عروسک پولیشی یک پیکاچو به او هدیه دادیم.