die Kusshand
بوسه هوایی، با اشتیاق و میل فراوان
Beispiele
- Sie warf ihm etliche ''Kusshände'' zu.او چند «بوسه هوایی» برایش فرستاد.
- Sie sah ihn auf der anderen Seite der Straße und schickte ihm über den Karnevalswagen hinweg eine ''Kusshand'' zu.او را آن طرف خیابان دید و از بالای ماشین کارناوال برایش «بوسه هوایی» فرستاد.
- Du sprichst von meinem Ex? Von Peter? Den kannst du mit ''Kusshand'' nehmen. Werd glücklich mit dem Idioten!داری از شوهر سابقم صحبت میکنی؟ از پیتر؟ میتوانی او را با «میل و اشتیاق فراوان» برداری ببری. با آن احمق خوشبخت باشی!
- Du willst den Wagen wirklich verschrotten lassen? Also ich würde ihn mit ''Kusshand'' nehmen. Können wir nicht noch einmal darüber reden? Ich bezahle auch noch was für das Teil.واقعاً میخواهی ماشین را به اسقاطی بدهی؟ خب من آن را با «کمال میل» برمیدارم. نمیشود دوباره دربارهاش صحبت کنیم؟ من حتی برای این تکه آهن پول هم میدهم.