der Kutschbock
صندلی درشکهچی
Bedeutungen
1
صندلی یا سکوی جلوی درشکه که درشکهچی روی آن مینشیند و درشکه را هدایت میکند.
- Der Kutscher saß auf seinem Kutschbock und hielt die Zügel fest.درشکهچی روی صندلی خود نشسته بود و افسار را محکم گرفته بود.
- Vom Kutschbock aus hatte er einen guten Überblick über die Straße.او از روی صندلی درشکهچی دید خوبی به جاده داشت.
- Der Kutschbock war mit Leder gepolstert, um dem Kutscher mehr Komfort zu bieten.صندلی درشکهچی با چرم روکش شده بود تا راحتی بیشتری برای درشکهچی فراهم کند.