der Kutschwagen

Aussprache: /ˈkʊt͡ʃˌvaːɡn̩/
Worttrennung: Kut·schwa·gen
اسم

کالسکه

Bedeutungen

1

یک وسیله نقلیه چهارچرخ که توسط اسب یا اسب‌ها کشیده می‌شود و برای حمل مسافر به کار می‌رود. امروزه بیشتر جنبه تفریحی و توریستی دارد.

  • Wir machten eine romantische Fahrt mit dem Kutschwagen durch die Altstadt.ما با کالسکه یک گردش رمانتیک در شهر قدیمی داشتیم.
  • Der Kutscher lenkte den Kutschwagen geschickt durch die engen Gassen.کالسکه چی ماهرانه کالسکه را از کوچه‌های تنگ عبور داد.
  • Früher war der Kutschwagen das wichtigste Transportmittel.در گذشته، کالسکه مهم‌ترین وسیله حمل و نقل بود.