die Ländergrenze
مرز ایالتی، مرز کشوری
Bedeutungen
1
خطی که قلمرو یک کشور یا ایالت را از کشور یا ایالت دیگر جدا میکند.
- Die Ländergrenze zwischen Deutschland und Österreich ist gut kontrolliert.مرز بین آلمان و اتریش به خوبی کنترل میشود.
- Wir mussten an der Ländergrenze anhalten und unsere Pässe zeigen.ما مجبور شدیم در مرز کشور توقف کنیم و پاسپورتهایمان را نشان دهیم.
- Die Ländergrenze verläuft mitten durch den Fluss.مرز کشوری از وسط رودخانه میگذرد.