die Lässigkeit
سهلانگاری، بیخیالی، خونسردی
Bedeutungen
1
رفتار یا حالتی که در آن فرد بدون نگرانی یا استرس زیاد، کارها را با آرامش و خونسردی انجام میدهد.
- Er löste das Problem mit einer gewissen Lässigkeit.او مشکل را با نوعی خونسردی حل کرد.
- Ihre Lässigkeit im Umgang mit Stress war bewundernswert.بیخیالی او در برخورد با استرس قابل تحسین بود.
- Trotz der Hektik bewahrte er eine angenehme Lässigkeit.او علیرغم عجله، خونسردی دلپذیری را حفظ کرد.
2
بیتوجهی یا سهلانگاری در انجام وظایف یا رعایت قوانین؛ عدم جدیت.
- Seine Lässigkeit bei der Arbeit führte zu Fehlern.سهلانگاری او در کار منجر به اشتباه شد.
- Man darf die Gefahr nicht mit Lässigkeit betrachten.نباید خطر را با بیتوجهی نگریست.
- Die Lässigkeit des Fahrers war offensichtlich.بیمبالاتی راننده آشکار بود.