die Lässigkeit

Aussprache: /ˈlɛːsɪçkaɪ̯t/
Worttrennung: Läs·sig·keit
اسم

سهل‌انگاری، بی‌خیالی، خونسردی

Bedeutungen

1

رفتار یا حالتی که در آن فرد بدون نگرانی یا استرس زیاد، کارها را با آرامش و خونسردی انجام می‌دهد.

  • Er löste das Problem mit einer gewissen Lässigkeit.او مشکل را با نوعی خونسردی حل کرد.
  • Ihre Lässigkeit im Umgang mit Stress war bewundernswert.بی‌خیالی او در برخورد با استرس قابل تحسین بود.
  • Trotz der Hektik bewahrte er eine angenehme Lässigkeit.او علی‌رغم عجله، خونسردی دلپذیری را حفظ کرد.
2

بی‌توجهی یا سهل‌انگاری در انجام وظایف یا رعایت قوانین؛ عدم جدیت.

  • Seine Lässigkeit bei der Arbeit führte zu Fehlern.سهل‌انگاری او در کار منجر به اشتباه شد.
  • Man darf die Gefahr nicht mit Lässigkeit betrachten.نباید خطر را با بی‌توجهی نگریست.
  • Die Lässigkeit des Fahrers war offensichtlich.بی‌مبالاتی راننده آشکار بود.